
در شهری که مردمش تنها زبان عادت را بلدند،
مرا در میان خیابانهایی گم کردی که هیچ نشانی از عشق ندارند.
جایی که نامت را زیر لب زمزمه میکنم،
اما هیچ پاسخی از جهان نمیگیرم.
انگار که تو آخرین کلمهی زبانی بودی،
که دیگر کسی آن را نمیفهمد.
من جایی تنها شدم که تازه الفبای دوست داشتن را هجی میکردم،
و تو بیآنکه برگردی،
کتاب عاشقانهام را ناتمام بستی.
و من ماندم،
در جهانی که نه آغوشی دارد و
نه حتی سایهای از تو.
نمیدانم چگونه اینهمه آسان از کنار دردِ من میگذری.
چطور میتوانی بیاعتنا باشی
وقتی میدانی جهانم با رفتنت،
تهى از هر چيزيست…
✍️#علي_قاضي_نظام
![]()
⚜💎 ڪــاٰڡ࣪ࣾه࣬ دࣸڪــلۙمۘه࣬💎⚜
𝐓𝐄𝐋𝐄𝐆𝐑𝐀𝐌 𝐂𝐇𝐀𝐍𝐍𝐄𝐋👇🏻
![]()
